•  

    01133435382-4

  •  

    info@takato.ir

سویا

سویا (Glycine max) 2n=40 از تیره بقولات است و گل آن شامل پنج کاسبرگ و یک جام گل با پنج گلبرگ می­باشد که مادگی (بخش ماده گیاه) و ده پرچم (بخش نر) را در بر می­گیرد. نه تا از پرچم­ها، مادگی را همچون لوله­ای احاطه کرده و آخرین پرچم آزاد است. بساک­ها در انتهای پرچم­ها قرار دارند و شامل دانه­های گرده (سلول­های جنسی نر) هستند. گرده­ها مستقیما روی کلاله می­ریزند که منجر به خودگشنی می ­شود.
دگرگشنی سویا به میزان کم و بین 5/0 تا 2 درصد می­باشد. غالبا گلها در صبح زود باز می­شوند ولی در شرایط سرد، ابری و مرطوب، باز شدن گل ها به تاخیر می­افتد. معمولا ریزش دانه گرده مدت کوتاهی قبل از بازشدن گل، رخ می دهد. اندازه گل باز سویا به طور استاندارد، حدود 6 میلی متر  می باشد.
ابزار کمی برای تلاقی سویا مورد نیاز است. از آیتم­های ضروری این کار، پنس با نوک خیلی ریز و برچسب پلاستیکی است. پنس برای کار با گل و گرده افشانی  مورد نیاز است. برچسب به گیاه سویا بسته می­شود تا موقعیت گلهای تلقیح شده قابل شناسایی باشد. اصلاحگر اطلاعاتی مانند تاریخ انجام 
تلاقی، شناسنامه والدین نر و ماده و اطلاعاتی که مهم به نظر می رسد را روی برچسب ثبت می­نماید. بنابراین برچسب ها باید ضدآب باشند، چون شامل اطلاعات با ارزشی هستند، از این رو، از برچسب­های پلاستیکی استفاده   می شود که با سیم به گیاه بسته می شوند. در هنگام برداشت، غلاف هایی که از تلاقی حاصل شده­اند به طور انفرادی با دست برداشت خواهند شد.
مراحل انجام تلاقی
گام اول در انجام یک تلاقی، آماده سازی گل ماده است. گل سویا دو جنسی است که شامل هر دو جنس نر و ماده می­باشد. گلهایی که انتظار     می رود روز بعد باز شوند به عنوان والد ماده انتخاب می­شوند. گل های انتخابی دارای جوانه­های گلدار متورم هستند و جام گل در سراسر کاسه گل قابل رویت بوده و یا در حال ظهور است. سویا در محور برگی شاخه، 3 تا 15 جوانه گلدار دارد. در یک محور برگی، اغلب یک تا سه گل به عنوان والد ماده انتخاب می­شود. اکثر جوانه­های گلدار، شامل جوانه­های نابالغ که زیر محور برگی پنهان شدند با استفاده از پنس حذف می­شوند. باید دقت شود تا حذف به درستی انجام شود. جوانه­های نابالغ می­توانند در زمانی 
دیرتر توسعه یابند و اگر جوانه­های نابالغ حذف نشوند، شناسایی گل تلقیح شده مشکل است.
گل به همراه جام گل بین شصت و انگشت نشانه قرار می­گیرد و پنج کاسبرگ حذف می­شوند. پس از حذف کاسبرگها، گام بعدی حذف جام گل است. این کار با قرار دادن پنس دقیقا بالای خراش کاسه گل و به آرامی انجام می­شود تا جام گل آزاد شود. بعد از اینکه جام گل حذف شد، کلاله با بساک­های احاطه شده اطرافش قابل مشاهده خواهد بود. در صورتی که جام گل به طرز مناسبی با پنس گرفته شود و بساک­ها کاملا حذف شوند، گل عقیم می­شود.
بعد از اینکه گل ماده آماده شد، در اولین فرصت ممکن، گرده افشانی انجام می گیرد. کلاله به نمایش درآمده برای چند ساعت مناسب و قابل دوام خواهد بود. ریزش گرده در اولین ساعات صبح شروع می شود و از اوایل تا اواسط روز بسته به شرایط محیطی ادامه خواهد داشت. گلهای باز یا در حال باز شدن به عنوان والد نر انتخاب می­شوند. بساک­های حامل گرده به آرامی روی کلاله مورد نظر گل ماده مالیده می­شوند. بعد از اینکه گرده افشانی کامل شد، برچسب به همان طریقی که قبلا توضیح داده شد، برای شناسایی موقعیت گل گرده افشانی شده به گیاه مادری بسته می­شود.
یکی از چالش­های تلاقی، تشخیص بذوری است که از خودگشنی خود به خودی بدست می­آیند. اگر گلها به دقت انتخاب نشده باشند، خودگشنی 
اتفاق می­افتد. برای حذف گیاهانی که نتیجه بذور خودگشن هستند، از مارکرهای ژنتیکی استفاده می­شود. مارکرهایی که می توانند برای تفاوت تلاقی­های واقعی از خودگشن­ها استفاده شوند شامل رنگ گل، رنگ رسیدگی، رنگ ناف، رنگ بذر، رنگ غلاف، اندازه بذر، عادت رشدی، شکل برگ و رسیدگی است. برای مثال، رنگ گل توسط یک ژن منفرد تعیین می­شود که از نظر ژنتیکی رنگ بنفش بر سفید غالب است. اگر یک والد نر بنفش با یک والد ماده سفید تلاقی داده شود، گیاهان F­1 باید همگی گل بنفش باشند. اگر در این نسل گل سفید وجود داشته باشد، نشانه این است که  F­1ها هیبرید نبوده و باید از بین بروند. از دیگر مارکرهای ژنتیکی که می­تواند استفاده شود، مقاومت به علف کش است. اگر مقاومت به یک علف کش خاص از نظر ژنتیکی غالب باشد، اصلاحگر می­تواند والد نر مقاوم به علف کش را با یک والد ماده حساس تلاقی دهد. هیبریدهای F1 واقعی، پس از اسپری کردن علف کش، آسیب نمی بینند، اما گیاهان خودگشن نابود خواهند شد.
منبع:
Bilyeu, K., Ratnaparkhe, M.B. and Kole, CH. 2010. Genetics, Genomics and Breeding of Soybean. Published by Science Publishers. 355pp.
خشک وانبار کردن سویا Soybean drying and storage
وقتی محصول بذری سویا در داخل مزرعه می تواند به طور عادی و طبیعی خشک شود چرا آن را باید به صورت مصنوعی خشک کرد؟ دلیل اول می تواند به خاطر کشت دیرهنگام آن محصول باشد که به علت کشت دوم بودن ویا مرطوب بودن مزرعه ویا به علت شرایط جوی بسیار مرطوب پاییز، برداشت آن با تاخیر مواجه شده و رطوبت بذر در حدی است که  نمی توان آن را انبار کرد. دومین دلیل، می تواند برداشت زود هنگام باشد.یعنی وقتی سویا به اندازه کافی خشک نشده است و کشاورز آن را برداشت می کند چون با این کار ریزش بذر و خوابیدگی بوته کم شده و موقعی که سویا هنوز در بازار کشش دارد برداشت و عرضه می گردد. در این حالت کشاورز وقت بیشتری برای انجام کار در مزرعه جهت آماده سازی برای کشت بعدی دارد.
رطوبت برداشت Harvesting moisture
برای این که سویا از وزن قابل قبولی برخوردار بوده وخسارت مربوط به ریزش دانه (بذر) در داخل مزرعه به حداقل برسد باید آن را هنگامی که رطوبت آن 13تا14 درصد است،  برداشت نمود. هروقت که دانه ها (بذرها) رسیده شده و شاخ وبرگها خشک شده باشند می توان آن را برداشت کرد. اما وقتی که رطوبت دانه(بذر) بیشتر از 18 درصد باشد خرمنکوبی با مشکل مواجه شده ودانه های (بذور) بیشتری له وخراب می شوند.
از طرفی دیگر اگر رطوبت کمتر از 13 درصد باشد:
اولا خسارت از راه خرد شدن وکوبیده شدن دانه در داخل خرمنکوب کمباین افزایش یافته و این مقدار می تواند 10 درصد عملکرد یا بیشتر ازآن باشد.
ثانیا ویژگی سویا این است که وقتی رطوبت آنها کمتر از 10 درصد باشد شکننده می شوند پس این احتمال وجود دارد که در حین خرمنکوبی ویا حمل ونقل خرد شوند یا بشکنند. بوجاری این بذرها با این رطوبت باعث پایین آمدن درصد جوانه زنی آنها می شود.
رطوبت انبارStorage moisture
وقتی که رطوبت انبار خیلی بالا باشد احتمال فاسد شدن بذرها افزایش یافته و در عرض فقط چند روز از قدرت جوانه زنی بذور کاسته می شود. بالا بودن میزان روغن در بافت دانه های سویا باعث شده که آنها در مقایسه با ذرت، حساسیت بیشتری برای فاسد شدن از خود نشان دهند. بنابر این در شرایط مساوی دمای انبار، رطوبت سویا باید دو درجه سانتیگراد کمتر از ذرت باشد.برای ذخیره سازی سویا به مدت یک فصل (زمستان) رطوبت توصیه شده 13% یا کمتر، برای مدت یکسال 12% یا کمتر، ولی برای مدت بیش از یک سال ،رطوبت بذر باید 11% یا کمتر باشد. سویاهای با رطوبت 15% را می توان به کمک خشک کن های بادی خشک نمود. 
این خشک کن ها به کمک هوای معمولی  بذرها را خشک می کنند. سویاهایی که برای یک فصل زراعی انبار می شوند باید رطوبتی در حد 12درصد یا کمتر از آن داشته باشند.
آماده سازی برای خشک کردن Prepairing for Drying
سویاها را به چند طریق می توان با خشک کن های گرم وسرد خشک نمود اما در فرایند خیلی باید دقت کرد. زیرا سویاها شکننده وترد هستند و اگرهوای خشک کن خیلی گرم باشد(بیش از ℃60 ) می تواند صدمه ببیند ضمن آنکه حمل ونقل نا مناسب بذر باعث شکستگی بذور می شود. باید از خشک کن هایی که به صورت چرخشی دانه ها را خشک می کنند، پرهیز کنید. خشک کن وسیستم های مربوط به آن را طوری تنظیم کنید تا نقاله ای که بذر با آن منتقل شود کمتری ارتفاع را داشته باشد. برای خشک کردن سویاهای بذری، استفاده از پخش کن های دانه مفید است. وقتی که پخش کن ندارید برای پر کردن خشک کن از چندین دریچه تخلیه استفاده کنید. این کار به شما کمک می کند که دانه ها به صورت یکنواخت در خشک کن ریخته شده و از تجمع دانه ها در یک نقطه اجتناب شودکه این عمل را Coring می گویند. چون دانه های سویا در مقابل دانه های ذرت 25% مقاومت کمتر نسبت به جریان هوا دارند. پس به همین علت اندازه فن های خشک کن سویا کمتر در نظر گرفته می شود تا باد کمتری تولید کند.جریان هوای شدید به معنای زود خشک کردن دانه می باشد. سویا هایی که در حال بوجاری هستند (با یک بوجار غربالی با صفحه غربالی به مساحت 16/3 اینچ مربع) به دقت آنها را بررسی نمایید تا سنگریزه ها وبذر علفهای هرز از آن گرفته شود. این مواد در برابر جریان هوا مقاومت می کنند.
خشک کردن با دمای بالا High-tempereture drying
در نقاطی که ذرت و سویا کشت می شوند این امکان وجود دارد که برای خشک کردن این دو محصول از دستگاههای خشک کن با دمای بالا استفاده شود. ولی با این وجود بهتر است که درجه حرارت را برای سویا کم کنند. برای خشک کردن دانه ها از دمای 60-54 درجه سانتی گراد ولی برای بذور از دمای 43-27 درجه سانتی گراد استفاده نمایید. مدت زمان نگهداری دانه ها دربخش گرم خشک کن نباید بیش از نیم ساعت باشد. هنگام خشک کردن سویا، برای اجتناب از خشک شدن غیر یکنواخت بایستی سویاها را با ضخامت کم داخل مخزن ریخت تا بدین ترتیب قسمت رویی وزیرین آن به طور یکنواخت خشک شوند. اگر تشت مخزن دارای همزن است سویا ها یکبار به هم زده شوند اما در مورد بذور توصیه می گردد در خشک کن های Batch-in-bin  از جریان هوا استفاده شود. رطوبت سویای داخل خشک کن را به طور مکرر بازدید کنید چون سویا سریعا خشک می شود.
خشک کردن با دمای پایین Low-tempereture drying  
خشک کن ها با دمای پایین دارای یک صفحه کاملا مشبک (سوراخدار) در قسمت زیرین مخزن و همچنین یک فن باشند که این فن بتواند بادی به حجم یک یا دوفوت مکعب بر دقیقه درهر بوشل تولید کند. مدت زمان خشک کردن با جریان هوا به وضعیت هوا و رطوبت موجود در بذر بستگی دارد. اما ممکن است بین سه تا شش هفته به طول انجامد. در مناطق شمال کشور در بیشتر سالها جریان هوای معمولی می تواند رطوبت سویا ها را تا 13% یا کمتر پایین بیاورد اما در شرایط غیر عادی، سرما و رطوبت پاییزی، شاید لازم باشد بذرها را با گرما دادن خشک کنیم. 

بیماری پوسیدگی ذغالی سویا (Soybean Charcoal Rot)، ناشی از قارچ Macrophomina phaseolina، یکی از بیماری­های مهم سویا در دنیا بوده و در تمام قاره ها ازجمله آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آسیا، اروپا و آفریقا روی سویا دیده می شود. در مزارع سویا مناطق شمالی کشور از جمله استان های گلستان و مازندران نیز شایع بوده و در بعضی از سال­ها خسارت زیادی به این محصول وارد نموده است. در شرایط آب و هوایی گرم و خشک خسارت بیماری بیشتر است.

قارچ عامل بیماری پلی فاژ بوده و در بیش از 500 گونه گیاهی از جمله سویا، انواع لوبیا، نخود، کنجد، بادام زمینی، پنبه، آفتابگردان، خربزه، سورگوم و ... ایجاد بیماری می کند. این قارچ در اصل خاکزاد بوده و روی برخی میزبانها از جمله سویا می تواند به شکل بذرزاد نیز باشد. بقای قارچ اغلب به شکل میکرواسکلروت در خاک می باشد که چند سلولی بوده و در طول فصل رشد می تواند چندین بار جوانه بزند. پایین بودن نسبت کربن به نیتروژن خاک، سنگین بودن بافت خاک و بالا بودن میزان رطوبت اثر معکوس روی مدت بقا میکرواسکلروت ها دارد.  این قارچ می تواند سویا را در مراحل مختلف رشدی آلوده کند، ولی معمولا آلودگی بعد از مرحله گلدهی اتفاق می افتد. گیاهچه های سویا در شرایطی که خاک خشک و دمای آن طی 3-2 هفته بالا (بیش از 28 درجه سانتی گراد) باشد، آلوده   

می شوند و علائمی به شکل لکه های قهوه ای تا سیاه روی کوتیلدون ها بروز می کند. روی هیپوکوتیل ها نیز ممکن است زخمهای گرد تا کشیده به رنگ قهوه ای قرمز تشکیل شود که بعد از چند روز به تدریج قهوه ای و سیاه می شود. مرگ گیاهچه ها نیز می تواند حادث شود. در گیاهان بالغ اولین علائم روی اندامهای هوایی یک الی چهار هفته قبل از رسیدگی نرمال ظاهر می شود. لکه‌هایی روی ریشه، ساقه، غلاف و بذر بوجود می آید. میکرواسکلروت های قارچ در بافت های آوندی و داخلی ساقه تشکیل شده و ظاهر خاکستری تیره به بافت زیر اپیدرمی ساقه می دهد. علائم برگی از بخش انتهایی گیاه به سمت پایین توسعه می یابد. برگهای گیاهان آلوده کوچکتر از معمول بوده و به تدریج دچار زردی و سپس پژمردگی  می شوند، برگهای پژمرده برای مدتی چسبیده به گیاه باقی می مانند. تغییر رنگ قهوه‌ای قرمز در عناصر آوندی ریشه و بخش پایین ساقه ایجاد شده و با توسعه قارچ به سمت بالا، زردی زود هنگام در بوته ها ایجاد می شود. قارچ تولید میکرواسکلروت در ریشه و بافت ساقه می کند. روی غلاف‌های آلوده و در مواردی روی پوسته دانه ها نیز میکرواسکلروت های قارچ تشکیل می شود. دوره طولانی خشکی در طی رشد گیاه سبب افزایش شدت بیماری می شود. آلودگی به این بیماری سبب رسیدن زودتر از موعد بوته‌ها، پرشدن ناقص غلافها و کاهش عملکرد می شود. 

جهت مدیریت بیماری و کاهش خسارت آن برخی عملیات زراعی مورد تاکید می‌باشد:

1. تناوب زراعی: تناوب 3-2 ساله با گیاهان غیر میزبان مثل غلات موثر است. تناوب با برنج و غرقاب کردن زمین نیز سبب از بین رفتن میکرواسکلروت ها می شود. از کاشت همه ساله سویا در یک زمین باید خودداری شود.

2. تاریخ کشت: کشت زودتر سویا سبب استقرار سریعتر گیاه و ایجاد پوشش سبز در سطح خاک شده و با ایجاد سایه انداز دمای خاک را پائین نگه داشته و توانایی رقابت قارچ را کمتر می کند.

3. تراکم کشت مناسب باید رعایت شود. تراکم کشت خیلی بالا سبب افزایش تنش و کاستن رطوبت خاک شده و بیماری را شدت می بخشد. در کشت های ردیفی بهتر است فاصله ردیف ها کمتر باشد و یا در فاصله ردیفهای بیشتر از ارقام با شاخ و برگ زیاد استفاده شود تا پوشش سبز، سریع تر سطح خاک را بپوشاند و آن را خنک تر نگه دارد. کنترل    علفهای هرز مزرعه نیز جهت کاهش تنش خشکی باید صورت گیرد.

4. دسترسی گیاه به عناصر غذایی مورد نیاز سبب رشد بهتر آن و مقاومت بیشتر در برابر تنشها می شود، بنابراین باید بر اساس آزمون خاک مواد غذایی اصلی مورد نیاز از جمله ازت، فسفر و پتاسیم برای گیاه تامین شود.

5. رطوبت خاک روی بیماری تاثیرگذار بوده و باید از عملیات کشاورزی که باعث کمتر هدر رفتن رطوبت می شود، استفاده گردد. در صورت 

دسترسی به آب در زمان های مورد نیاز با آبیاری تکمیلی و نگهداری رطوبت خاک در حد متعادل می توان بیماری را به حداقل رساند.

کنترل شیمیایی بیماری کاربرد زیادی ندارد. استفاده از قارچ کشهایی از قبیل بنومیل، تیوفانات متیل، تیابندازول، تیرام و ... به صورت مخلوط با خاک تا حدودی سبب کاهش میکرواسکلروت های زنده در خاک شده است. ضدعفونی خاک با متیل بروماید نیز جمعیت میکرواسکلروتها را کاهش می دهد (معمولا اقتصادی نیست). ضدعفونی بذور با قارچکشهایی مثل تیوفانات متیل، کاربندازیم، تیرام، کاپتان و ... سبب کاهش آلودگی گیاهچه های سویا به بیماری شده است.

منبع:

Gupta, G. K., Sharma, S. K. and  Ramteke, R. 2012. Biology, Epidemiology and Management of the Pathogenic Fungus Macrophomina phaseolina (Tassi) Goid with Special Reference to Charcoal Rot of Soybean (Glycine max (L.) Merrill), Journal of Phytopathology, 160 (4) : 167-180.

عامل بیمارگر: 

  پوسیدگی فوموپسیزی بذر و سوختگی ساقه و غلاف، توسط سه گونه قارچی شامل Diaporthe phaseolorum var. sojae، D.phaseolorum var. caulivora  و  Phomopsis longicolla  ایجاد می شوند. هر سه گونه، زمستان را روی بقایای سویا در مزرعه و یا به صورت بذرزاد سپری می کنند. در برخی از مناطق دنیا، گونه های  Phomopsis spp.  با شیوع بیشتری بر روی بقایا و بذر سویا نسبت به دو گونه Diaporthe ظاهر می گردند.

چرخه بیماری:

Diaporthe و Phomopsis به صورت پیکنیدیوم (شکل غیر جنسی) روی بقایای سویاهای آلوده  فصل قبل، زمستان گذرانی می کنند. در بهار، هاگ ها از پیکنیدها خارج شده و به وسیله باران روی گیاهان انتشار می یابند و ساقه ها و غلاف ها را آلوده می نمایند. زمانی که بذور آلوده کشت شوند، جوانه های ضعیفی خارج شده و مرگ گیاهچه را ممکن است به دنبال داشته باشد. درجه حرارت بالای خاک، به توسعه پوسیدگی بذر و سوختگی گیاهچه کمک می کند. غلاف ها ممکن است هر زمانی در خلال رشدشان آلوده شوند اما اغلب، آلودگی بذر بعد از مرحله زرد شدن غلاف ها (R7) اتفاق می افتد. دوره های رطوبتی طولانی پس از گلدهی و تشکیل غلاف ها، به ایجاد و گسترش سوختگی غلاف و ساقه کمک می نماید. در غلاف های رسیده، قارچ می تواند  از راه دیواره غلاف وارد شده و بذر را آلوده کند. اگر برداشت محصول به دلیل ریزش باران به تاخیر بیفتد، آلودگی بذر افزایش می یابد. درصد بذور آلوده با Phomopsis بعد از یک سال یا بیشتر در انبار می تواند کاهش یابد که این موضوع حاکی از عدم قدرت بقای قارچ در شرایط طولانی مدت انبارداری مناسب است.

کنترل بیماری:

 برای تولید بذر با کیفیت بالا و کاهش آلودگی های بذر، بایستی به نکات زیر توجه نمود:

1. باید بذور سویای با کیفیت بالا و گواهی شده کشت گردد. بذور با قوه نامیه کمتر از 70 درصد نباید برای کاشت استفاده شود.

2. بذوری که کشت می شوند بایستی کاملا تمیز و بوجاری شده باشند.

3. رعایت فاصله کاشت

4. بالا نگه داشتن سطح پتاس خاک با کوددهی

5. برداشت محصول در صورت امکان، بلافاصله بعد از رسیدن محصول انجام شود.

6. محصول را باید زمانی برداشت نمود که رطوبت بذر صرف نظر از شرایط رطوبتی ساقه، بین 13 تا 16 درصد باشد.

7. اجرای تناوب زراعی با گندم و غلات، امکان بقا قارچ را در مزرعه کاهش می دهد.

8. مزارع آلوده سویا باید برای مدفون کردن بقایا، شخم زده شوند. شخم عمیق بقایای سویا پس از برداشت و یا در بهار قبل از کاشت، منبع آلودگی اولیه را از بین     می برد.

9. کاربرد قارچ کش های برگی در اواسط گلدهی جهت تاخیر در غلاف دهی، ممکن است پوسیدگی بذر ناشی از Phomopsis را کاهش دهد. از طرفی تیمار بذور آلوده و با کیفیت پائین با قارچ کش، به افزایش جوانه زنی آنها کمک می کند. اما هیچ تیمار بذری نمی تواند جوانه زنی بذر را بیش از 20 درصد افزایش دهد.

10. کنترل علف های هرز مزارع سویا با استفاده از سموم شیمیایی و عملیات کشاورزی مورد نیاز

11. استفاده از ارقام مقاوم و یا با حساسیت کمتر نسبت به بیماری.  

منابع:

1.Anne, E., Dorrance and Dennis, R., Mills. 2009. Phomopsis Seed Rot of Soybean. Department of Plant Pathology, The Ohio State University, AC-36-09. Page(s) 1-2.

2.Malvick, K. 1997. Pod and stem blight, stem canker, and Phomopsis seed decay of soybean. Department of Crop Sciences, University of Illinois, RPD No.509. Page(s) 1-6.

سوختگی باکتریایی (Bacterial blight)

سوختگی باکتریایی از بیماری­های رایج سویا بوده و بوسیله Pseudomonas savastanoi pv. glycinea ایجاد می­شود و در شرایط آب و هوایی خنک و مرطوب شایع است. عامل باکتریایی ممکن است توسط بذر منتقل شود و یا در بقایای گیاهی زنده بماند. باکتری­های روی بذر ممکن است سبب آلودگی کوتیلدون­ها شوند و سپس از روی کوتیلدون­ها یا بقایای گیاهی آلوده به کمک باران منتشر شوند. انتشار بیشتر باکتری در اثر باران­های شدید، بارش تگرگ و خیس بودن بوته­ها در طول فصل رشد رخ می­دهد. زخم­های قهوه­ای تیره تا سیاه در حاشیه کوتیلدون­ها توسعه می­یابد.

با بزرگ شدن این زخم­ها، تمام کوتیلدون متلاشی شده و به رنگ قهوه­ای تیره درمی­آید. گیاهچه­ها ممکن است کوتاه مانده و در صورت آلودگی نقطه رویش، دچار مرگ شوند. سوختگی باکتریایی زخم­هایی نیز روی برگ­ها ایجاد می­کند که در ابتدا به صورت زخم­های زرد رنگ کوچک و زاویه­دار می­باشد. زخم­ها معمولا ظاهری مات یا آب­گز داشته که با گرفتن برگ­ها به سمت نور بهتر قابل مشاهده است. رنگ زخم­ها به تدریج از زرد به قهوه­ای روشن و سرانجام به قهوه­ای تیره تغییر می­یابد. زخم­های قدیمی­تر دارای مرکز تیره رنگ بوده که با حاشیه آب­گز و هاله زرد رنگ احاطه شده است. در شرایط خنک و بارانی زخم­های کوچک و زاویه­دار ممکن است بزرگ شده و به هم پیوسته و تولید لکه­های مرده بزرگ و نامنظم در سطح برگ نمایند. وجود باد و باران سبب افتادن این   لکه­های بزرگ شده و ظاهر ناموزونی به برگ می­دهد (شکل 1). علایم معمولا چند روز بعد از بارندگی همراه با باد و یا طوفان تگرگ ایجاد می­شود. 

اگر دوره­های متناوب آب و هوای مرطوب و خشک وجود داشته باشد، گیاهان ممکن است دارای نوارهایی از برگ­های دارای علایم سوختگی باکتریایی که در دوره مرطوب توسعه یافته­اند و برگ­های بدون علایم بیماری که در دوره خشک توسعه یافته­اند، باشد. غلاف­ها نیز ممکن است آلوده شوند. زخم­های اولیه روی غلاف­ها کوچک و آب­گز هستند. این زخم­ها ممکن است بزرگ شده و به هم پیوسته و بیشتر سطح غلاف را بپوشانند و همچنین ممکن است غلاف­ها به قهوه­ای تیره تغییر رنگ دهند. بذور آلوده ممکن است چروکیده شده وتغییر رنگ دهند و یا اصلا علایمی نشان ندهند. شرایط آب و هوایی خنک و مرطوب برای توسعه بیماری سوختگی باکتریایی مناسب است. بروز بیماری در اوایل تا اواسط فصل معمولا 7-5 روز بعد از بارندگی­های همراه با باد رخ می­دهد. هوای گرم و خشک جلو توسعه بیماری را می­گیرد.

 

منبع:

Sweets, L.E., Wrather, A., Wright, S. 2008. Integrated Pest management: Soybean Diseases. Plant Protection programs, College of Agriculture and natural resources. University of Missouri

غلاف خوار سویا از آفات بسیار مهم سویا در مرحله گلدهی و غلاف بندی است که در صورت عدم کنترل به موقع می تواند خسارت جبران ناپذیری به مزرعه وارد نماید. نام علمی آفت Helicoverpa spp. است که گونه های مختلف این جنس علاوه بر سویا روی میزبان های مختلف از جمله پنبه، انواع لوبیا، نخود، ذرت،گوجه فرنگی، گلرنگ و ... ایجاد خسارت می کنند. حشره بالغ این آفت پروانه (شب پره) است که تخمهای خود را به شکل انفرادی روی برگ ها می گذارد که لاروها پس از تفریخ از تخم خارج شده و ابتدا روی برگ های جوان تغذیه نموده و سپس به گلها، غلاف ها و سر شاخه ها صدمه می رساند. آفت دارای سه الی چهار نسل در سال است که نسل اول معمولا روی علف های هرز مثل گاوپنبه یا سایر میزبان ها بوده و از نسل دوم به مزارع سویا حمله می کند.

زمستانگذرانی آفت نیز معمولا به شکل شفیره در خاک می باشد. برای کنترل و پیشگیری از شیوع آفت، بکارگیری روشهای زراعی از قبیل تناوب زراعی، شخم پاییزه بعد از برداشت سویا و آب تخت نمودن زمستانه، مدفون نمودن بقایا، کنترل به موقع علف های هرز و کشت به موقع سویا (تا حد امکان زودتر) باید مورد توجه قرار گیرد. جهت تعیین زمان مبارزه بیولوژیکی و شیمیایی با آفت می توان از تله های نوری و فرمونی جهت ردیابی آن استفاده نمود. کنترل بیولوژیکی با استفاده از زنبور های تریکوگراما که تخمهای آفت را پارازیته می کنند، صورت می گیرد که می توان با شروع تخم ریزی آفت در دو الی سه نوبت به فواصل 7-5 روز و در هر نوبت با نصب 300-200 تریکوکارت اقدام نمود. همچنین می توان در مرحله لاروی آفت از زنبور براکون که لاروها را پارازیته می کنند به تعداد 1000 زنبور در هر هکتار استفاده کرد. 

جهت مبارزه شیمیایی می توان از سموم توصیه شده مانند لاروین (تیودیکاربDF80%) یک کیلو در هکتار، آوانت(ایندوکساکاربSC15%) 250 میلی لیتر در هکتار، زولون (فوزالونEC35%) 3-2 لیتر در هکتار و تریسر (اسپینوسادSC24%) 250- 200 میلی لیتر در هکتار استفاده نمود. سم آتابرون (کلروفلوزورون ۵% EC) یک لیتر در هکتار نیز جهت مبارزه با آفت معرفی شده است. استفاده از ماده بیولوژیک باکتری باسیلوس تورینجینسیس(BT)  به میزان دو کیلو در هکتار نیز برای مبارزه علیه لاروهای آفت توصیه شده است.

  

منابع:

1-    بهداد، ا. 1375. دائره المعارف گياه پزشكى ايران. نشر یادبود اصفهان.

2-    خانجانی، م. 1388. آفات گیاهان زراعی ایران. دانشگاه بوعلی سینا همدان

گردآوری

مهندس رضا پور مهدی علمدارلو

کارشناس مجتمع تحقیقات کاربردی و تولید بذر شرکت توسعه کشت دانه های روغنی 

آفات مکنده مختلف از جمله انواع شته ها، سن ها، تریپس، مگس سفید، کنه تارعنکبوتی و ... به سویا حمله نموده و با تغذیه از شیره نباتی قادر به ایجاد خسارت مستقیم و غیر مستقیم در گیاه می شوند. خسارت مستقیم این آفات به صورت تغییر شکل و رنگ اندام های گیاه، کاهش رشد و کاهش عملکرد محصول ظهور می کند.

از طرف دیگر خیلی از آفات مکنده با انتقال عوامل بیماری زای ویروسی باعث گسترش این نوع بیماری ها و صدمه به محصول می شوند. با توجه به اینکه تعدادی از بیماری های ویروسی سویا از طریق بذر نیز قابل انتقال می باشد، بنابراین کنترل آفات مکنده در مزارع تولید بذر از اهمیت وافری برخوردار می باشد. آفاتی همچون شته ها و مگس سفید با ترشح عسلک باعث توسعه رشد قارچ های ساپروفیت و ایجاد دوده روی اندام های گیاه گردیده و سبب کاهش کمی و کیفی محصول تولیدی می‌‎شوند. برای کنترل این آفات باید تلفیقی از روش های مختلف به کار گرفته شود. بکارگیری روشهای زراعی از قبیل تناوب زراعی، شخم پاییزه بعد از برداشت سویا، مدفون نمودن بقایا، کنترل به موقع علف های هرز و کشت به موقع سویا باید مورد توجه قرار گیرد.

مبارزه شیمیایی با آفات باید تحت نظر کارشناسان مربوطه صورت گرفته و از سم مناسب و در زمان مناسب استفاده گردد. به طور کلی از سموم حشره کش مانند  متاسیستوکس (اکسی دیمتون متیلEC25% ) به میزان یک لیتر در هکتار،  کنفیدور (ایمیداکلوپرایدSC35% ) نیم لیتر در هکتار، اکاتین(تیومتونEC25%  ) 5/1 لیتر در هکتار، آدمیرال (پیری پروکسی فنEC10% ) 75/0لیتر در هکتار و ... می توان علیه آفات مکنده (تریپس، شته، عسلک) استفاده نمود. همچنین سموم اومایت (پروپارژیتEC57%) به میزان 5/1 لیتر در هکتار، نئورون(بروموپروپیلاتEC25% ) 5/1 لیتر در هکتار، نیسورون (هگزی تیازوکس EC10%) 7/0در هزار، پروپال (آزوسیکلوتین SC50%) 5/0 در هزار و ... جهت مبارزه با کنه ها توصیه شده است.

منابع:

1-       بهداد، ا. 1375. دائره المعارف گياه پزشكى ايران. نشر یادبود اصفهان.

2-       شيخي گرجان، ع.، نجفي، ح.، عباسي، س.، صابر، ف. و رشید، م. 1388. راهنمای آفت کشهای ایران. انتشارات کتاب پایتخت.

3-       www.ppo.ir  (سازمان حفظ نباتات)

 

 گردآوری

مهندس رضا پور مهدی علمدارلو

کارشناس مجتمع تحقیقات کاربردی و تولید بذرشرکت توسعه کشت دانه های روغنی 

 

با ما در تماس باشید 

01133435382-4
   01133434967